وقتی دلتنگی باشد و دستت به هیچ کجا بند نباشد... وقتی دلتنگی باشد و دستت را به هر کجا بند کنی سست از کار درآید از قضا... وقتی دلتنگی باشد و از کنار دلتنگی ات آدامس بجوند و رد شوند... وقتی دلتنگی باشد و دلی نمانده باشد...
من هنوز دلتنگ می شوم گاهی، من به شخصه تمام دست آویزها را امتحان کرده ام، آخرین راه چاره به جان خریدن دلتنگی ست و هیچی نگفتن.
مهدیه لطیفی
.
.
.
" تو "
به روزترین اتفاق این خانه می شوی همیشه به لطف کلمه ها .به لطف دلتنگیهای من .به لطف چشمان خودت که شعرهایم را به زانو در می آورد.که اعترافهای روزانه ام را رقم میزند.به لطف خیالهایم که دست ماهری دارند برای بافتنت وفکرهای شاعرم که راه یافتنت را از بر شده اند.
" من "
ناشی ترین آدم این خانه .مفلس ترین ودست خالی ترین آدم اینجا ، نا بلدترین آدم این راه جانفرسا ،بی هنر ترین آدم این جغرافیای دور ،که هنوز که هنوز است نتوانسته ام اینهمه بیراهه را روبه راه کنم...روبه راهی که دوست دارم.که عاشقم ...