امروز تصمیم گرفتم چند خطی بنویسم برای یه مخاطب خاص
تنها راهی که از دستم برمیاد همینه شاید. کسی که روزهاست مهر سکوت زده
به لبهاش ، خونه ی مجازیش وزندگی واقعیش ...سکوتی که پر از ملال وغمه
ومن دلم نمی خواد این غم جا خوش کنه وسلامت جسمی وروحیش رو به خطر بندازه
شاید خودمم گاهی به این حرفها نیاز مبرم پیدا می کنم .اینکه بعضیها غم ورنج عاشقانه ی
آدمو عمیق نمی بینن خودش درده...به نظرم این جدایی ها و هجرها از حادثه ی تصادفات و
آسیبهای مالی ومادی خیلی مهمتر وجدی تره اما جالبه که اونا بیمه میشن و" دل " که یه بخش
مهم از زندگی وروح وجسم آدماست نه تنها بیمه نمیشه بلکه جدی هم گرفته نمیشه
اینارو نوشتم نه برای اینکه فقط نامه نگاری کرده باشم.خواستم بگم حواسم به این روزای تلخت هست
حواسم به غم سنگینی که روزهاست گریبان لحظه هاتو گرفته هست.
بهشت من بدون بودن تو شبیه جهنمه. عاشقانه هامم دیگه چنگی به دل نمی زنه
دوس دارم به خودت کمک کنی واسه دوباره بودن.دوباره نفس کشیدن .واین همه دوباره ای که
اطرافیانت منتظرشن ومن که بیشتر از همه عجله دارم واسه تموم شدن این فصل سنگین...
وجمله ی آخر اینکه خوب می فهمم که از دست دادن خیلی غم انگیز تر از نداشتنه !
اینو بخاطر این گفتم که بگم تو محقی با احساس بزرگت زندگی کنی .محقی عشقت رو
بپرورونی اونقدر که سالهای سال ریشه کنه تو وجودت .اما (رابطه ) تنها چیزیه که زود
فنا میشه تو خودخواهی ها ونخواستن ها و ترسها ودغدغه ها وخیلی چیزای دیگه
رابطه نابود میشه به همون راحتی که شکل می گیره .بهتره به تمام روزهایی فکر کنی
که نفسشو حضورشو دوست داشتن هاشو وچشماشو ودستاشو داشتی
تو اونقدر لحظه های خوش وبلند ذخیره داری که اگه بشه یه تقویم عاشقانه
دیگه نیاز به هیچ قاب چشم و دلی نداری .
مطمئن باش برنده این بازی عاشقانه تو بودی واونی که تو را با این قلب یگانه ت ،تنها میذاره
داره یه ثروت بزرگ رو از دست میده وخودش یه روزی حتمن به این نتیجه میرسه ...
وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن