فردا می تواند کابوس بی خواب کننده ی شب ِ قبلت،و شبهای قبلترت را حقیقی کند
فردا می تواند دست ِرد به سینه ات بزند ویک،گمشوعوضی ِ محکم ،حواله ات کند
فردا می تواند بگوید تصمیمش را گرفته است و می خواهد گذشته ودیروزهای عاشقت را بفرستد به جهنم
فردا می تواند به اندازه ی نامادری قصه ها،نامهربان وبدجنس وشکنجه گر باشد
فردا می تواند مشت محکمی بکوبد بر دهان ِیاوه گویی های عاشقانه ی روزهای قبلت
فردا می تواند درجه ی خاص بودنت را تنزل بدهد ومعمولی ات کند
فردا می تواند به ریش ِبهترین وعزیزترین حسهایت بخندد
فردا می تواند هرچه را که با تلاش وصبوری و مهربانی وعشق رشته ای پنبه کند
هیچ کس از فردا خبر ندارد
فردا هرکاری می تواند بکند
می تواند بزند شیشه ی امیدهای ریز ودرشتت را بشکند
می تواندبا خبرهای ناگوار ِتلخ ِ در آستینش،برای بار هزارم بد اقبالی ات را به رخت بکشد.
می تواند دائم الاَشکت کند
می تواند تبدیلت کند به دیوانه ی محلی ِنزدیک خانه ات
می تواند برای کشتن خنده هایت ،برنامه های کوچک وبزرگ بچیند
هیچ کس از فردا خبر ندارد
به امید فردا نباش.
فردا همیشه خبرهای خوش در آستین ندارد...!