به اندازه ي زندگي
به اندازه ي تمام روزها وفصلها وسالهايي كه
عمرم را رقم مي زند ،هوس تو را دارم
چشمانم را مي بندم وبه بازي واژه هايم فكر مي كنم
واژه هايي كه بوسه بارانم مي كنند از عشق
از خواهش ،از آرامش
چشمانم را مي بندم و
به دلي فكر مي كنم كه هنوز روشن است به داشتنت
دلي كه هيچ وقت خدا بيراهه نرفته است
دلي كه تنها آرزوي بزرگش اين است كه
گاهي موسيقي مهرباني ات ، تارهايش را بنوازد
مي بيني محبوبم ؟!
اين تمام دلتنگي من است
وآرزوي محالي كه حرفش را مي زنم....
سخت نيست هوايي كردن يك دل كوچك ساده
يك دل كه آرام مي گيرد در بستر يك تبسم بي ريا
يك حضور بي ادعا
يك دل كه دلخوش مي شود به دقيقه اي نگاه
به لحظه اي عشق
بگذار براي هزارمين بار اعتراف كنم دوستت دارم
وتو با سكوتت به روي قلب عاشقم چشم بپوشي
براي من همين كافي است
همین چشم بستن تو به روی نفس کشیدن های عاشقانه ام!