تو که اسمت بر بام ِتمام ترانه هاست
اسمت بر بلندی ِتمام نوشته های عاشقانه...
تو که مخاطب خاص ِ تمام لحظه های کسی هستی
تو که جای خالی ات در همه ی ثانیه های زندگی کسی با یادت پر می شود
تو که خوب جان ِ نامه هایی...
تو که بهترین ِبهترین ِ شاعرانه هایی
تو که شاهزاده ای
کُنتی
تو که آقایی
تو که خاتون خوب ِشعرهای سیاه وسپیدی
تو که بانویی
تو که معشوقی
محبوبی
تو که طبیبی .حبیبی
تو که خیلی وقتها بی دلیل، بدون ِداشتن هیچ امتیازی،هیچ برتری ِخاصی،شده ای ممتازترین آدم زندگی کسی
تو که حضورت را عاشقانه ،التماس می کنند
و سخاوتمندانه به رویایت اکتفا می کنند
تو که حضورت مایه ی حیات است برای کسی
لطفاً دل ِمبتلایش را با پاهایت ،لَورده نکن
بگذارپاهایت مثل پاهای ِتوی دلش ،مقدس بمانند
همان پاهایی که زمین زیرش را هزار بار دوست داشته است.
همان پاهایی که روزهای زیادی آرزو کرده دل ِ بی مقدارش، سنگفرش اش باشد...
بگذار واقعیت ات مثل رویایت شیرین باشد تا رویاهایش، طوفان زده نشوند
تا غم عالم ِوقت به رویایت پناه بردن به دلش ننشیند
بگذار رنجش رنج فاصله باشد نه نخواستن ات....
دوستت دارمهایش را با دستهای مبارکت ،غریبانه نفرست به جهنم...
دلش را اسیر حسرت ها نکن...
دوستش نداری نداشته باش بگذار آنطوری که می خواهد دوستت بدارد...!!