كاش از راه دور
از همان جايي كه ايستاده اي
با وجود تمام فاصله ها
با وجودتمام حصارهاي دلتنگي
ساده
ساده تر از هر صدايي
آرام تر از هرآرامشي
صدايم كني
ومرا از برزخ اين همه آه و آرزو ، بيرون بكشي
كاش دستان غيبي براي خالي دستانم ،راهي كني
ومرا با زندگي آشتي دهي
كاش برايم كمي لحن عاشقانه حواله كني
كمي از آن شعرهايي كه به رويا ،آويزانم مي كند.
چيزهايي شبيه به زندگي
چيزهايي با عطر دلچسب عشق.....
ميدانم كه انبوهي از خواسته هايم در چمدان قلبت ،وجود دارد
در كوله باري كه هميشه همراهي ات مي كند
مي دانم با سخاوت بيگانه نيستي
با بخشيدن چيزهاي خوبي كه از آن توست
پس سخاوتمندانه دستي به آرزوهايم بكش!
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 7:16 توسط آرام