وسط دوست داشتنهایم ،خوابهای آشفته جولان بدهند
دلم نمی خواهد وسط دوست داشتنهایم ،خستگی ها ،پرسه بزنند
دلم نمی خواهد وسط دوست داشتنهایم ،حرف ِ اضافه ای آمد وشد داشته باشد.
دوست دارم ،این رویا،این تنها تکه ی قشنگِ زندگی ،بچسبد به سینه ام.به دلم...
دوست دارم تمام لحظه هایم صرف ِمراقبت از این رویا شود...
دوست دارم دردهایش را به جانم، بخرم...دلتنگی هایش را طاقت بیاورم...
دوست دارم همه جای ِ این کلمه ها تو باشی
حتی آنجا که غمها احاطه ام می کنند
و هراس ها ، یکهویی ، پیدایشان می شود
و زخمها سر باز می کنند
باید پای ثابت این دوستت دارم ها باشی
حتی آنجا که احمقانه قصد،می کنم ، ننویسم ات
حتی توی سکوت و قهر ِواژه هایم ...
بی تو
این دقایق ، این ثانیه ها ،از سر ِ هیچ ساعتی نمی گذرند...
اگر جانی هست
اگر حرف تازه ای توی این حروف ِالفبا
اگر شوق ِ نفس کشیدنی ...همه اش معجزه ی بودن توست...!!
پس به دستهایم آبرو بده
به کلمه هایم عمری عاشقانه...
به دلم ، اطمینان
به خاطر ِحزینم ، شیدایی...!!