دلم میخواست امروز با همین حال خراب، با همین چشمهای خیس، با همین دردهای خفه کننده ی معده ام ، با همین دستهای خیلی دلتنگم ، با همین قلب ِ خیلی خرد خمیرم ، بنشینم ذکر دوستت دارم بگویم . آنقدر بگویم تا یادم نرود که این جمله ، می تواند معجزه کند.می تواند مثل مرهم، زخمهایم را ساکت کند. تا یادم نرود این جمله از تمام امپرازولهای تجویز شده ی دکتر  قوی تر است...از همه ی قرص وشربتها وپرهیزهای غذایی ، کارساز تر است. تا یادم نرود این ورد، قدرت باطل کردن تمام طلسمهای دلتنگی را دارد.این جمله ،عطر گلاب گریه هایم می شود .بغلم میکند.توی دلش جایم میدهد.گرمم می کند.دوستم دارد .و من همین حالا دلم می خواهد به عطر خوب حرف به حرفش پناه ببرم و عمیق ،آرام بگیرم ..!!

.

.

و کاش دستهایت توی دسترس باشند ..!!