اعتراف کردن خوب است.اعتراف به چیزی که توی گلویت مانده .به چیزی که روی دلت غمباد گرفته. به چیزی که میدانی اگر نگهش داری توی قلبت ، کار دستت می دهد . که دیوانه ات می کند .دوست داری پای خطایت بمانی .دوست داری کفاره ی گناهت را با اعتراف ، بدهی. دوست داری محض اشتباهت ، عذربخواهی . بخشیده شوی .دوست داری " اعتراف "،مثل یک دوست جانی ، دستهای خطایت را بگیرد وببرد هزاران فرسخ آن طرفتر .از دنیایت بیرونش کنی آنقدرها که چشم دلت هم ناتوان باشد از یادآوری اش .واین اعتراف ، این زانو زدن ، بهتر است دقیقاً برای آنی باشد که ایمان قلبت است.که محراب آرامشت است.که بهانه ی نفسهایت است.که بیقراریهایت را محض تمام خطاهایت ،به جان می خرد.که بزرگترین مجال اعترافت می شود . که جدایت می کند از حس گناه .که بازگشتت را با آغوشی باز خریدار می شود .که شایسته ی تمام ستودنهاست ...
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:34 توسط آرام
|