روزهای ساکت را دوست دارم.

روزهایی که رویاهای دوست داشتنی ام را توی یک خلوت دلخواه ، می بافم

روزهایی که فکرم پر از دلتنگیهای شیرین است.

روزهایی که خلسه وار ،دست می گذارم توی دست ِتنهایی پر از عاشقانه ام

روزهایی که  "تو " از همه ی دغدغه ها و خیالها ،پر رنگ تر ،خیالم را تصاحب می کنی 

روزهایی که خودم را ناخوانده مهمان لذت دوست داشتن ِ بیشتر از همیشه ات می کنم

روزهایی که با باران دلتنگیهایم ، دوست داشتن ات را آبیاری می کنم

روزهایی که پرستار عاشقانه هایم  می شوم

که عاشقانه ، که صبورانه ،  از دریچه ی انتظارم، دردها را دور می ریزم

وجایش ...

خوشبختی بودنت را ، داشتنت را، دوست داشتنت را ، مهمان می شوم

روزهای شیدایی ام را دوست دارم

روزهایی که همه ی فکرم حوالی عطر جانبخش تو پرسه می زند

که بیشتر از همیشه ، غرق عطر علاقه می شود

که بیشتر از همیشه  دوستت دارد ...