روزهای ساکت را دوست دارم.
روزهایی که رویاهای دوست داشتنی ام را توی یک خلوت دلخواه ، می بافم
روزهایی که فکرم پر از دلتنگیهای شیرین است.
روزهایی که خلسه وار ،دست می گذارم توی دست ِتنهایی پر از عاشقانه ام
روزهایی که "تو " از همه ی دغدغه ها و خیالها ،پر رنگ تر ،خیالم را تصاحب می کنی
روزهایی که خودم را ناخوانده مهمان لذت دوست داشتن ِ بیشتر از همیشه ات می کنم
روزهایی که با باران دلتنگیهایم ، دوست داشتن ات را آبیاری می کنم
روزهایی که پرستار عاشقانه هایم می شوم
که عاشقانه ، که صبورانه ، از دریچه ی انتظارم، دردها را دور می ریزم
وجایش ...
خوشبختی بودنت را ، داشتنت را، دوست داشتنت را ، مهمان می شوم
روزهای شیدایی ام را دوست دارم
روزهایی که همه ی فکرم حوالی عطر جانبخش تو پرسه می زند
که بیشتر از همیشه ، غرق عطر علاقه می شود
که بیشتر از همیشه دوستت دارد ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 13:4 توسط آرام
|