این جمله ی جای مرا خالی کن بدجوری توی دلم را خالی می کند.اینکه خودم بخواهم کسی جایم را خالی کند توی لحظه های خوبش ، توی تفریح وخوشگذرانی وجمع دوستانه اش ،توی مسافرت و سور وساتش، خیلی قشنگ نیست.دلم می خواهد یکی از همان هایی که دوستش دارم.که دلم تنگ می شود برایش .از همانهایی که وقتهای دلتنگی اش ،وقتهای بی حوصلگی اش، وقتهای تنهایی اش، تا جایی که بتوانم برایش هستم...از همانها، بی آنکه خودم بگویم بردارد و جایم را خالی کند توی لحظه های خوبش...اصلا یادم را بردارد با خودش ببرد سفر .به جاده معرفی ام کند. بردارد یادم را ببرد به مهمانی و جمع دوستانه اش .دلم می خواهد جایم را خودش سبز کند .رویا بکارد به جایم.حسهای شیرین بگذارد جایم...بنوشد به سلامتی یاد من ! برقصد با یاد من ... دلم می خواهد حتی وقت شنیدن یک آهنگ جانانه ،جایم را خالی کند.حتی وقت خیابانگردی .وقت کوه رفتن .حتی وقت اوج گرفتن .وقت زیارت.وقت دعا ...اینجوری را بیشتر دوست دارم.اینجوری کیفش بیشتر است.بغض وبارانی هم نمی نشیند پشت ادای جمله ی " جایم را خالی کن " ...." بیادم باش "
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:26 توسط آرام