مدتهاست  با دیوان دوست داشتنی حافظم قهرم

قهر به معنای دوری اش

روزه ی حافظ گرفته ام

نیتهایم را خوابانده ام

مدتها بود حس می کردم

آرامش غزلهایش لای انگشتان استخاره گرم گم شده است.

مژده های مسیحایی اش   را به من نمی بخشد

برای همین فاصله گرفتم

پنهانش کردم لای کتابها تا نبینمش

تا فریب عطرش را نخورم

تا هوایی ام نکند

اما امروز

امروز شاید بخاطر بارانهای دلم

وسوسه شده ام بغلش کنم

وسوسه شده ام مثل آیه های مقدس ببوسمش

وسوسه شده ام روی چشمهایم بگذارمش

و " تو " را  نیت کنم

دعا کن حافظ آشتی ام را بپذیرد !