دوست داشتم
کنار تو بودم همین حالا
وبرایت از فکرهای عاشقانه ای می گفتم که به روحم هجوم می آورند
که نمی توانم جفت وجورشان کنم
که وقتی می چینمشان چیزی میانشان کم است
چیزی که نامش را فراموش کرده ام
کاش اینجا بودی ویاری ام می کردی برای یافتن آن تکه ی گمشده
برای چیدن این همه فکر ملتهب بی خانمان ...
......................
بگذار درهای دنیا را ببندم
واز دریچه ی چشمان تو یک بار دیگر به زندگی گره بخورم !
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16:14 توسط آرام
|