پیدایم کن مادر!
سالهاست نوزادی در اسارتم
صدای مهربانت، رهایم خواهد ساخت
اینجا!
این گوشه اتاق
پُشت پُشتی
اعماق گنجه
گوشه انبار
چطور نمی یابی مرا وقتی جارو می زنی یا گرد می گیری؟
گمگشتگی ام طبیعی نیست
دکتر خبر کن!
ناله یاد ندادی که شیون کنم
یا گریستن که بگریم
چطور صدایت کنم؟
مادر!
خواهش می کنم پیدایم کن
نوزادیم را، جوانیم را، پیری ام را
در اسارت از دست می دهم..........(نمیدونم نوشته از کیه؟!)
..................
وباز هم پنج شنبه ومن و عطر گلاب گریه ها
ومزاری که فرسنگها از آغوشم دوراست
کاش او ذکرهایم را به دستت برساند!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ تیر ۱۳۹۰ ساعت 7:6 توسط آرام