دلم یک تنهایی عاشقانه می خواهد
از همان ها که گاهی شبیه یک خلوت دلچسبند
وگاهی شبیه یک خواب بلند لذت بخش
از همان تنهایی هایی که خودم باشم ودلی
برای به دست آوردن دلت
از همان هایی که چشم داشته باشد برای تماشا و
دستانی برای به آغوش کشیدن و سکوتی همرنگ نگاه تو
واحساسی که سینه را تنگ کند با ضربان بیتاب عاشقانه اش
دلم یک تنهایی عاشقانه می خواهد
از همان هایی که اشک شادی ام را درآورد
و به روح وجانم چنگ بی اندازد و تمامم را تصاحب کند
از همان هایی که عطرش برود تا هزار کوچه آن طرف تر
دلم یک تنهایی عاشقانه می خواهد
که بلند باشد و گرم
که به پهنای قلبم باشد
که خلاصه شود در تو وبودنت
در تو وخواستنت
که تمام دنیایم را بگیرد ...
که جایی برای حصارها ودیوارها ونقطه چین ها و دردها و فاصله ها ، باقی نگذارد
دلم یک تنهایی عاشقانه می خواهد
که تنها نگاه باشد ونگاه ونگاه ونگاه .....