اینجا وبلاگ است.زمانی که وبلاگ نویس شدم تعریف خاصی از وبلاگ نداشتم درست مثل الان که ده سال از اولین بار وبلاگ نویسی ام می گذرد.فقط می دانم خانه ایست روی ابرها.روی آب. خانه ای که در وپنجره ندارد.سقف ندارد.مهمانهایش اما همان آدمهای واقعی اند که آن بیرون می بینیم .با همان مشخصات وپتانسیل ها.بعضیهاشان قابلیت عاشق کردنت را دارند.بعضی هاشان رَکب زنان خوبی اند وبعضیهاشان زبانهای بُرنده و رفتارهای زخم زننده ای دارند.همان آدمهایی که توی وبلاگهایشان کتاب خوانند وآن بیرون از آنهایی که روی تنه ی درختها که هیچ؛ روی قلبِ آدمها یادگاری می کَنند...آنهایی که توی وبلاگهایشان فیلم می بینند و آن بیرون؛ تنها درسی که از فیلم دیدن می گیرند این است که رابطه ها چفت وبست ندارد و هرجا دلت خواست می توانی بایستی و روی زندگی و حال و دل دیگران اجابت مزاج بجا بیاوری... آدمهایی که توی وبلاگشان پسر ِ پیغمبرند آن بیرون وحشی هایی که آدم را از دین وایمان گریزان می کنند.اینجا وبلاگ است.برای من؛ خانه ای که مثل ِ دِیر وخلوتگاه می ماند تا تویش خودم را بسازم و آنقدر ذکر عشق بگویم که آن بیرون اتفاقی بی افتد و بعضی چیزها ملکه ی ذهنم شوند وگرنه که اینجا وبلاگ است .فضایی مجازی در دلِ دنیایی که نه دروازه ی ورود دارد و اِذن دخول می خواهد ونه خروج وته وانتهایی...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ ساعت 10:44 توسط آرام
|