من آدم دلتنگ شدنم اصلن هم نمی توانم مثل بعضی ها بگویم گذشته ها گذشته وقتی نگذشته ونمی گذرد...آدمی ام که فاصله برایش مثل درد لاعلاج بی درمان سرطان ترسناک است...آدمی که به داشته های کوچکش مثل کَنه می چسبد تا به این شکل،از دوریها وفاصله های بزرگ احتمالی جلوگیری کند.آدمی که حاضر است کلی دلتنگی وانتظار را به جان بخرد وماهها وسالها در لذت جانکاه ِچشم به راهی بماند اما کسی برایش نسخه ی جدایی نپیچاند...آدمی که از نظرش، دوست داشتن مقدس است...حرمت دارد. آدمی که معتقد است میهمان ِدل میهمان یک روزه نیست و نباید تبدیل به گذشته ای شود که گذشته...آدمی که با یک جرعه ی ناچیز از دریای بیکران عشق،با یک نگاه کوچک وبه چشم نیامده هم، می تواند از دامانِ آشفتگی و کم آوردن خود را برهاند ودنیا را با همه ی ابتذالش تحمل کند.
+ نوشته شده در شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ ساعت 17:16 توسط آرام
|