دلم برای عاشقانه نوشتن هایم تنگ شده به اندازه ی دلتنگی ام برای تو ...دلم برای آن روزهایی که هنوز جانم با مرگ پدرم تحلیل نرفته بود و هنوز در من شوقهایی باقی بود و امیدهایی و دلخوشی هایی به پایان انتظارهایم.دلم برای آن روزهایی که بی وقفه از دوست داشتن، کلمه قطار می کردم و تا پای جان، پای نوشته هایم می ماندم...دلم برای آن روزهایی که جهان کلمه هایم اینهمه حزن وغم نداشت...برای آن روزهایی که دلتنگی همه ی قلبم را تصاحب نکرده بود و اینهمه درد توی سینه ام نبود...
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۵ ساعت 23:9 توسط آرام
|