طرح چشمانت را بر روي همه ي چيزهاي اطرافم كشيده ام

تا وقتي سرم را به هواي زندگي مي چرخانم

تنها تو باشي كه با آن چشمان جادويي هلم  بدهي روبه جلو

رو به فتح قله هاي عاشقانه ي علاقه

تا وقتي خسته مي شوم از روزهاي تكراري

نگاه تو باشد يكجايي كنارم تا تازه ام كند

شادمانم كند وترسهايم را بريزد دور

تا وقتي هوس يك تنهايي  خاص بي پيرايه مي كنم

نگاه  تو آتش اين هوس شيرين را شعله ور كند

من ايمان دارم به چشمان تو

وقتي كه از همه جاي زندگي ام سرك مي كشد وبه من اميد مي دهد

رصد كردن اينگونه ات را دوست دارم

مثل اينكه خودم دوربين نگاهت را تنظيم كرده باشم روي دقيقه هايم

وتو را قرار داده باشم روي بهترين زاويه ي روزهايم

 تا تماشايم كني

تا با آن نگاه دوست داشتني گرم تماشايم كني

تا پاي بساط عشق بازي ام بنشيني وبازي ام دهي 

ومن كيف كنم از ته جانم

از اين بازي  نگاهت با لحظه هايم

لحظه هايي كه پرند از حضور سنگين تو!

..............................

چمدانت را برای رفتن به سال تازه ،آرامتر ببند

هنوز كلي از دوستت دارمهايت ،نگفته باقي مانده است...

فكر مي كني براي گفتنش  چقدرفرصت داري؟!