راه  كه ميروم 

كوچه هاي خلوت را كه زير پايم مي گيرم

نسيم سردي كه به صورتم مي كوبد

برگهاي آويزاني كه قصد سقوط دارند

ونيمه جان، بلاتكليف آسمان وزمينند

بوي ابرها

عطر هوا !

قاصدكهاي معلق رقصان!

هوايي ام مي كنند براي  عشق بازي !

براي پريدن در آغوش  گرم خاطره

براي  چنگ زدن به ريسمان آرزوهايم!

براي دست كشيدن به قاب نگاه  تو!

هوا بوي عشق مي دهد

بوي بيقراري

بوي ساده ي بغض

بوي بهانه !

بوي دوست داشتن!

بوي باريدن!

بگذار آستان خيالم را پر كنم از هوا

از قطره هاي باراني كه با خيال عاشقم

وسعت چشمانم را مي گيرند و

پهناي گونه هايم را  سيراب!

بگذار از دريچه ي باز ترانه هايم

به هوا خوش آمد بگويم

وببالم به سر به هوايي  خيالات خيسم!

.................................

از این پنجره به بعد از دنیا می ترسم!