از نگاه تو براي خودم چه خيالها كه نساخته ام
چه خوابها كه نديده ام
چه روزها كه سخت وآسان
بيقرار و پر تحمل از سر نگذرانده ام
چه شبها كه شمارش ستاره ها را براي تسكين اين قلب ملتهب انتخاب نكرده ام
حالا وقتي به خودم نگاه مي كنم انعكاس صداي تو
انعكاس چشمهاي تو .انعكاس دستهاي تو ، همراهي ام مي كند.
آینه شده ای برای من
نام تو ورد زندگي ام شده است!!
تمامم را گرفته ای
تمام ناتمامم را......
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 7:23 توسط آرام