وقتي قرار مي گذارم با نگاه روشني كه دوستش دارم
سر از سطرهاي باراني ام در مي آورم!
سر از دريچه ي نمناك فكرهايم!
سر از خيال لطيف تو!
سر از روياي آرامبخش آغوشت!
سر از شانه هايت
سر از ميان بازوانت
و چقدر اين قرارهاي بيقرار را دوست دارم!
و سنگيني حجم تو را ميان اين قرارها!
قرارهای خیالی ام
قرارهایی که خالی از دستان نوازش گر توست!
قرارهایی که فقط با عطر هوایت برگزار می شود!
وبا تصور مهربانی ات
وبا فکرهای دوست داشتنی دلچسبت!
قرارهایی که فراتر از خودت
خیالم را پرواز میدهد کنار بهشت!
کنار خوشبختی !
کنار زندگی!
وچقدر این قرارهای خیالی ام را دوست دارم محبوبم!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸۹ ساعت 9:15 توسط آرام