خیال برم داشته انگار
خيال تو باز هم
در حول وحوشم هیچ کس نیست
هیچ کس
وتنها صدایی که می پیچد
صدای آرام یک موسیقی ست که زمینه ی تنهایی ام شده
همه چیز را از ابتدا مرور می کنم تا به آخر
حساب گرانه هم که نگاه کنم کسری ندارد
همه چیز با دستان شعرم زود روبه راه می شود
در مدار تو قرار می گیرم
آغاز می شوم برای هزارمین بار
ولحظه ها به من هوای تورا تزریق می کنند
اما من از هواي تو مي ترسم
دلواپس هجوم دوباره ات مي شوم
آخر اين روزها دارم نماز صبر مي خوانم
تا وسوسه هايم آرام بگيرند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 15:49 توسط آرام